خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دلهره های عربستان سعودی در پس بازی دیپلماتیک

    http://www.rahenejatdaily.com/903/photo/malek-abdollah.jpg

    عربستان سعودی به دنبال نرم کردن مواضع دولتهای عرب هم پیمان با ایران است . و از این رو ملک عبدالله پادشاه عربستان در نقش یک وزیر خارجه ! قدم به میدان نهاده و در حال رایزنی و گفتگو با روسای دولتهای سوریه و لبنان است .

    مصر درگیر سلامتی و جانشینی حسنی مبارک است پادشاه جوان اردن فاقد وجاهت و دیسیپلین مورد نیاز برای مسیری است که پادشاه عربستان هم اکنون دنبال می کنند .

    به نظر می رسد پادشاه عربستان نقشی را در حال اجراست که دولتهای آمریکا و اسرائیل و همچنین مصر مشتاق انجام آن هستند .

    عربستان تصور می کند جریان هسته ایی ایران به نقطه غیر قابل بازگشتی رسیده است و از این روی در تلاش است با نرم کردن مواضع کشورهای حاشیه اسرائیل ، دلگرمی های لازم را به رژیم صهیونیستی بدهد . غافل از اینکه قدرت بازدارندگی ایران در حاشیه اسرائیل نیست . ایران دارای چنان قدرت نظامی است که آمریکا را نیز به عقب نشینی های گام به گام واداشته است . از این روی خاندان سعودی تنها در حال به نمایش گذاشتن طینت  سیاه خویش هستند .

    علی‌الاحمد مدیر مؤسسه امور خلیج در مصاحبه ی اختصاصی با پرس‌تی‌وی می گوید : در سال 2009 و زمانی‌که حمله به غزه آغاز شد را به خاطر آورید؛ عربستان سعودی از حمله اسرائیل به غزه حمایت کرد و درکل مخالف این حمله نبود. ما هم‌اکنون نیز شاهد ادامه این سیاست‌ها هستیم. عربستان تمایل دارد رژیم اسرائیل، گروه‌های فلسطینی نظیر حماس را تحت فشار قرار دهد. عربستان از حامیان رژیم اسرائیل است. شما هم حتما داستان دیدار سری رئیس موساد اسرائیل با مقامات عربستان را شنیده‌اید. این اولین بار نیست که مقامات عربستان و اسرائیل بدین شکل دیدار می‌کنند و مسلما هماهنگی‌هایی در این رابطه میان 2 طرف وجود دارد. به نظر من، عربستان در تلاش برای تقویت ارتباط با متحدانش در منطقه و سازماندهی منطقه براساس منافعش است. فکر نمی‌کنم سیاست عربستان اصلا موضوع اتحاد کشورهای عربی را دنبال کند، زیرا دیدیم که در یمن چه اتفاقی افتاد و این را نمی‌توان تلاشی برای اتحاد میان کشورهای عربی خواند. عربستان مناطق شمالی یمن را بمباران کرد و میزان خسارت‌های وارده به این منطقه از لحاظ مقدار استفاده از بمب و سلاح از میزان خسارت وارده به غزه در حمله رژیم اسرائیل بیشتر بود. بنابراین، نه تنها موضوع، اتحاد عرب نیست، بلکه به نظر می‌آید عربستان در این سفر تلاش خواهد کرد مقامات سوریه را برای پیوستن به جمع کشورهای حامی امریکا در منطقه خاورمیانه متقاعد کند. به‌ویژه این موضوع درباره مصر، اردن و برخی دیگر از کشورهای حوزه خلیج فارس صادق است. مقامات عربستان دست‌کم در 50 سال گذشته روابط با اسرائیل را دنبال می‌کرده است. در حقیقت روابط میان عربستان و اسرائیل، خصمانه نبوده و روابط مطلوب بوده است. در 20 سال اخیر نیز دو طرف همکاری‌های زیادی داشته‌اند. برای مثال ما می‌دانیم که سفیر پیشین عربستان در واشنگتن با اسرائیلی‌ها ارتباط سری داشت و این مسأله مختص سال‌های اخیر نبود؛ این روابط در 20 سال اخیر دیده شده است. بنابراین آن‌ها روابط مناسب داشته‌اند و شاهدیم که عربستان هیچ اقدام نظامی علیه اسرائیلی‌ها انجام نداده است. آن‌ها همیشه از این موضوع اجتناب کرده‌اند اما شاهد بودیم که عربستان در یمن، پاکستان، عراق و دیگر کشورهای منطقه بسیار فعال بوده است. تاکنون ندیده‌ایم که عربستان اقدام نظامی علیه اسرائیل انجام دهد زیرا 2 طرف روابط ویژه‌ای را دنبال می‌کنند. روابط عربستان و اسرائیل خصوصی است و در دیدار ملک عبدالله با شیمون پرز رئیس رژیم اسرائیل در سال 2008 در نیویورک بر این مسأله تاکید شد. روابط بین اسرائیل و عربستان به همین شکل با هماهنگی بالاترین مقامات 2 طرف دنبال می‌شود. بنابراین سفر پادشاه عربستان به لبنان بخشی از تلاش کلی دولت عربستان با همراهی امریکا به‌منظور اعمال فشار بر ایران و متحدانش در منطقه است و حتی ممکن است« این سفر با هدف هماهنگی برای اجرای نوعی اقدام نظامی علیه ایران در منطقه باشد. البته فکر نمی‌کنم چنین اتفاقی روی دهد اما این مسأله‌ای است که مقامات عربستان درباره آن امیدوارند و تلاش می‌کنند با اعمال فشار بیشتر بر سوریه و لبنان، ایران را در منطقه منزوی کنند.» 

    سخنان علی‌الاحمد در مصاحبه با پرس تی وی با آنچه قبل از آن گفته بودم بسیار نزدیک است .

    دومین هدف سعودی ها تاثیر بر جریان دادگاه ترور مرحوم رفیق حریری است . که این خود می تواند مکمل هدف نخست آنها یعنی مقابله با ایران باشد . محبوبیت جنبش حزب الله و وزن منطقه ایی آن نه تنها باعث وحشت رژیم صهیونیستی شده بله حکام عرب را نیز به وحشت افکنده است .

    سید ضیاء الدین احتشام در این مورد می نویسد : جهان عرب ، سالیان دراز در ذلت و خواری بود ؛ اسرائیل در تمام جنگ هایش ارتش های عربی را شکست داده و سرزمین های آنان را به خونشان آغشته و از دست شان خارج کرده بود. جبهه مقاومت عربی فروپاشیده  و خط مقدم آن ، یعنی همان مصری که روزگاری با جمال عبدالناصر ، برای عزت از دست رفته اعراب می جنگید به چنان خفتی دچار شده بود که دست در دست قاتلان اعراب بگذارد و از پشت به جبهه عربی - اسلامی خنجر بزند . حکومت های عرب ، برخلاف خواست و آرزوی مردمانشان ، در برابر صهیونیست ها زانو زدند تا عبری بر عربی ، سروری کند. در چنان حال و روزی ، که امیدها از حاکمان عرب ناامید شده بود ، جریان نوظهوری در جهان عرب پدید آمد که همه معادلات را بر هم زد و برق تازه ای در چشمان کم سوی جهان عرب نشاند: حزب الله لبنان.

    حزب الله که حرکت خود را آغاز کرد ، خوش نشینان تل آویو ابتدا بر این گمان بودند که اینان نیز همانند بسیاری از سران عرب ، به تهدیدی به سوراخ موش خواهند خزید یا به تطمیعی آب از دهانشان جاری خواهد شد و پرونده آنها نیز مانند سایر مدعیان عرب ، به بایگانی خواهد رفت به طنزی برای شب نشینی های سیاستمداران صهیونیست تبدیل خواهد شد.
    اما حزب الله  ، از جنس ترس و سازش نبود و این همان چیزی بود که این جنبش مردمی را از حکومتگران عرب متمایز می کرد ، حاکمانی که برای مردم خود دیکتاتورهای چموش و در برابر اسرائیل ، بره های خموش بودند.
    حزب الله ، نه تنها خاری شد در چشمان اسرائیل که استخوانی شد در گلوی حاکمان بی غیرت عرب ؛ خار چشم اسرائیل شد زیرا توانست ارتش اسرائیل را از خاک لبنان بیرون براند و در جنگ معروف 33 روزه ، بر آن پیروز شود و استخوان گلوی حاکمان عرب شد زیرا با موفقیت های این گروه کوچک اما مقاوم ، حکومت های بزرگ و پرمدعای عربی در قیاس با حزب الله در پیشگاه مردمان خود زیر سوال می رفتند و جز خجالت و سرافکندگی عایدشان نمی شد.
    البته آنان می توانستند و انتظار هم می رفت که از حزب الله به عنوان جریانی که ایثارگرانه در خط مقدم مبارزه با غاصبان سرزمین های عربی - اسلامی ایستاده ، حمایت کنند و بدین سان ، کم کاری تاریخی خود در ماجرای اسرائیل را جبران نمایند.
    تصور کنید حزب اللهی که با حمایت های ایران و سوریه ، توانسته است این همه موفق باشد و اسرائیل را تحقیر نماید ، اگر حمایت کل جهان عرب و اسلام را داشت ، چه شگفتی هایی خلق می کرد و چه افتخاراتی را نصیب مسلمانان و اعراب می نمود!
    اما سران عرب ، ننگ بی عملی خود در برابر اسرائیل را با ننگ آزار دادن حزب الله تکمیل کردند تا جهان عرب و اسلام با شگفتی با این واقعیت تلخ مواجه شوند که حاکمان عرب ، نه تنها در برابر اسرائیل کاری نمی کنند ، نه تنها دست مقاومت را نمی گیرند که پای آن را نیز می کشند تا به"دوستان اسرائیلی" زیاد سخت نگذرد!

    نمونه این رفتار در میدانداری عربستان سعودی در دادگاه ترور مرحوم رفیق حریری است که می کوشد به هر شکل ممکن ، اسرائیل را از اتهام قتل حریری مبرا کند و حزب الله را مقصر این ماجرا بشمارد تا بلکه با تمسک به رأی دادگاه ، این جریان مقاومت اسلامی-عربی را از پیش روی اسرائیلی ها بردارد!
    اگر عاقلانه و آینده نگرانه به موضوع بیندیشیم ، در خواهیم یافت که حزب الله ، نه یک جنبش صرفاً لبنانی ، که سرمایه ای برای جهان عرب و اسلام است در برابر صهیونیست ها ؛ ولی گویا برخی سران عرب سعی دارند با حماقت ورزی تمام ، سرمایه سوزی کنند و اولین جریان عربی - اسلامی که توانست از سد اسرائیل بگذرد را حذف کنند تا آنچه در جهان عرب می ماند ، همان خمودگی و ناامیدی و تسلیم سابق باشد در برابر صهیونیست هایی که تشنه به خون شان هستند!
    ای کاش سران عرب ، آنقدر عقل و اندیشه و شرف داشتند که اگر کمکی به حزب الله نمی کنند ، لااقل تنهایش بگذارند و این همه علیه آن توطئه چینی نکنند ...


    از یاد نبریم که بخشی از این سراسیمگی دیپلماتیک عربستان ناشی از جنگ افغانستان و عراق استاین روزها با گرم شدن تنور کشتار سربازان آمریکایی در افغانستان ، افکار عمومی آمریکا از خود می پرسند چرا ما از عربستان نفت می خریم و همیشه حمایتش می کنیم حال آنکه می دانیم بخشی از پولهای ما صرف کشتار فرزندانمان در افغانستان و عراق می شود .

    توماس فریدمن در نیویورک تایمز می نویسد : عربستان سعودی در میانه خاندان مدرن آل سعود و تندروهای وهابی گرفتار شده است . ال سعود قوانین را وضع می کنند و وهابی ها مسئولیت اعمال این قوانین در سطح اجتماعی را عهده دار هستند. این طیف با پول نفتی که به جیب می زند هزینه مدارس افراطیون در پاکستان و دیگر کشورها را تامین می کند.  ما بهای نفت خریداری شده را به عربستان سعودی می فرستیم با علم به این که می دانیم بخشی از این پول در اختیار تروریست هایی قرار می گیرد که ما با آنها در حال جنگ هستیم. دلیل این استراتژی دوگانه هم این است که ما گمان می کنیم که ایستادگی در برابر ایدئولوژی های عربستان سعودی منطقه را به آشوب می کشد . پرسش اینجاست که آیا راه دیگری هم دار یم؟بله. شاید نتوانیم از خیر تمام این استراتژی ها بگذریم اما حداقل می توانیم از حجم شرط بندی های خود بکاهیم. ما باید حضور و اهداف خود در افغانستان را به حدی برسانیم که تنها از عدم صدور تروریست و نا امنی از این کشور به پاکستان و بازگشت القاعده مطمئن شویم.ما باید از حد وابستگی خود به نفت بکاهیم تا تغییرات در عربستان سعودی خواب شب را بر ما حرام نکند . در این شرایط است که اصلاحات اقتصادی و سیاسی در عربستان را یک مسئولیت بر دوش خاندان سعود می دانیم و نه یک سرگرمی. حقیقت این است که ما نه پول و نه وقت کافی برای ایجاد اصلاحات در تمامی کشورها منطقه را نداریم. اصلاحات در این کشورها زمانی اتفاق می افتد که رهبران آنها اراده کنند. ما توان نظامی و سیاسی لازم برای حمایت از خود را در چنته داریم. حتی می توانیم بر این کشورها برای تغییرات اعمال فشار هم بیاوریم. زمان آغاز حمله سیاسی واقعی فرا رسیده است .من از ایفا نقش خروس قندی خسته شدم.

    انحراف افکار عمومی از وخامت اوضاع در افغانستان که این اواخر با برملا شدن اسناد سری نیز همراه بود می تواند سومین هدف ملک عبدالله از رایزنی های این روزهایش باشد .


    ادامه دارد




    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : عربستان ,اسرائیل ,منطقه ,الله ,عربی ,سعودی ,عربستان سعودی ,مقامات عربستان ,پادشاه عربستان ,عربی اسلامی ,برابر صهیونیست ,
    دلهره های عربستان سعودی در پس بازی دیپلماتیک

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده